تبليغاتX
زنده یاد پدرم

 

امید این نیست که اوضاع ختم به خیر شود بلکه یقین به این حقیقت است که هررویدادی معنایی دارد

فارغ از این که به چه ختم می شود. (واسلاوهاول)

 

به بهترينها اميد ببند اما آمادگي براي رويايي با بدترين وضعيت را نيز در خود ايجاد كن.

(ضرب المثل انگليسي)

 

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 1 PM | لینک ثابت |

پول خوشحالي نمي‌آورد

 

     تحقيقات تازه يك گروه از پژوهشگران نشان داده كه صاحبان درآمد كمتر، واقعا خوشحال‌ترند. ممكن است حقوق بعدي شما برايتان يك تعطيلات پربار، ماشين بهتر و يا اتاق خوابي مجهزتر را به ارمغان آورد، اما به احتمال زياد براي شما خوشحالي نمي‌آورد.

     با سنجش زندگي روزانه مردم از طريق نظرسنجي‌هايي كه نتايج آن در 30 ژوئن در مجله «علوم» منتشر شد، آشكار گرديدد كه درآمد افراد، نقش كمي در

شادي‌هاي روزانه آنان دارد.
  بيشتر مردم گمان مي‌كنند كه اگر پول بيشتري داشته باشند، مي‌توانند لذت بيشتري نيز از زندگي ببرند و شايد خوشحال‌تر باشند، اما واقعيت اين است كه كساني كه درآمدهاي بيشتري دارند، بيشتر تحت فشارند و زمان كمي را صرف اوقات فراغت خود مي‌كنند. در سال 2004 تحقيقي انجام شد كه كيفيت زندگي روزانه مردم را مورد ارزيابي قرار مي‌داد. آنان از 909 زن شاغل، خواستند تا فعاليت‌هاي روز پيش و احساساتشان را به آنان گزارش دهند.تحقيق متمركز بر زنان بود، چون محققان مي‌خواستند، يك گروه مشابه را مورد تحقيق قرار دهند.
به تازگي آنان به بررسي داده‌هاي تحقيق سال 2004 پرداخته‌اند و بر رابطه بين درآمد و ميزان اوقات احساس بدخلقي در روز، تمركز كردند و اين نتيجه به دست آمد، كساني كه سالانه كمتر از بيست هزار دلار درآمد دارند، نسبت به افرادي با بيش از صد هزار دلار، در وضعيت روحي بدتري هستند؛ حدود 31 درصد اوقات زندگي‌شان.درواقع، قشر كم‌درآمد تنها 12 درصد اوقاتشان را در اين حالتند و اين امر، نشان مي‌دهد كه رابطه بين درآمد و حالت روحي، بسيار قوي‌تر از آن چيزي است كه انتظار مي‌رفت.محققان در سال 2005 باز هم تحقيقشان را بر گروه ديگري از زنان انجام دادند كه اين بار شركت‌كنندگان، نه تنها رضايت كلي خود از زندگي، بلكه خرسندي لحظه به لحظه خود را نيز گزارش دادند.

.همچنين نتايج نشان داده است كه افراد پردرآمد، لحظات شادي كمتري نسبت به رضايت كلي از زندگي خود دارند.«آلن كروگر»، رهبر تيم تحقيقي و از اقتصاددانان دانشگاه «پرينستون» مي‌گويد: «اگر مردم درآمد بالايي داشته باشند، فكر مي‌كنند كه بايد راضي‌تر بوده و اين رضايت را در پاسخ‌هايشان نيز منعكس كنند. حال آن‌كه درآمد هرچه‌قدر باشد، در لحظه به لحظه زندگي تأثير بسيار كمي دارد».كروگر و همكارانش، داده‌هاي اداره كار را نيز مورد تحقيق قرار دادند تا ببينند، مردم چگونه با سبدهاي مالي متفاوت، وقتشان را مي‌گذرانند.

     نتيجه اين‌كه آنهايي كه درآمد بالايي دارند، دغدغه‌هاي بيشتر و لذت كمتري دارند. آنان زمان بيشتري را به كار، معامله، مراقبت از كودكان و خريد اختصاص مي‌دهند كه فشار بسيار بيشتري را نسبت به قشر كم‌درآمد براي آنان ايجاد مي‌كند.بر پايه آمار دولتي، افرادي كه سالانه بيش از صد هزار دلار درآمد دارند، 9/19 درصد از وقت خود را صرف فعاليت‌هاي فراغتي انفعالي مانند تماشاي تلويزيون مي‌كنند. در حالي كه افرادي كه درآمد سالانه آنان، كمتر از دويست هزار دلار است، بيش از 34 درصد زمانشان را به اين‌گونه كارها اختصاص مي‌دهند.هرچند رابطه بين درآمد و رضايت از زندگي ضعيف است، اما مردم به شدت علاقه دارند تا ميزان درآمدشان را افزايش دهند. اين امر مي‌تواند منجر به اين شود كه زمان بيشتري را صرف فعاليت‌هايي مانند معامله كردن كنند تا اجتماعي شدن. محققان در يافته‌هاي خود، متوجه شدند كه اجتماعي شدن، يكي از بهترين لحظات زندگي انسان‌هاست. هم‌اكنون تحقيقي بر هر دو گروه‌ در نمونه‌هاي مذكر و مؤنث ادامه دارد.

 

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 2 PM | لینک ثابت |

آرزوهاى ويکتور هوگو

 اول از همه برايت آرزو مى‌کنم که عاشق شوى،
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد،
و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد،
و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى،
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد ......
اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى،

برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپايدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم يکى در ميانشان بى‌ترديد مورد اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدين گونه است،
برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى ......
نه کم و نه زياد ...... درست به اندازه،
تا گاهى باورهايت را مورد پرسش قرار دهند،
که دست کم يکى از آنها اعتراضش به حق باشد ......
تا که زياده به خود غره نشوى.

و نيز آروزمندم مفيد فايده باشى، نه خيلى بی‌خاصيت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى ديگر چيزى باقى نمانده است،
همين مفيد بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.

همچنين برايت آروزمندم صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک مى‌کنند ......
چون اين کار ساده‌اى است،
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذير مى‌کنند ......
و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى.

و اميدوارم اگر جوان هستى،
خيلى به تعجيل، رسيده نشوى ......
و اگر رسيده‌اى، به جوان نمائى اصرار نورزى،
و اگر پيرى، تسليم نااميدى نشوى......
چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد.

اميدوارم سگى را نوازش کنى، به پرنده‌اى دانه بدهى و به آواز يک
سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهيش را سر مى‌دهد ......
چرا که به اين طريق، احساس زيبايى خواهى يافت ......
به رايگان ......

اميدوارم که دانه‌اى هم بر خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روييدنش همراه شوى،
تا دريابى در يک درخت چقدر زندگى وجود دارد.

به علاوه اميدوارم پول داشته باشى، زيرا در عمل به آن نيازمندى ......
و سالى يکبار پولت را جلو رويت بگذار و بگويى:
«اين مال من است»،
فقط براى اين‌که روشن کنى کدامتان ارباب ديگرى است!

و در پايان، اگر مرد باشى، آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر زنى، شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشيد، يا پس فردا شادمان،
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد ......

اگر همه اين‌ها که گفتم برايت فراهم شد،
ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم ......

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 3 PM | لینک ثابت |

 

 

چگونه مردی با شيوه ای خوب میتواند همسرش را به سمت خود جذب کند؟
    تنها کاری که می توانید انجام دهید که هم به نفع خودتان است و هم به عنوان راهی برای جلب توجه خانمها به شمار می رود، این است که سعی کنید فرد جذابی باشید.

یکی از آسانترین شیوه هایی که می توانید از آن بهره ببرید، این است که "اهل عمل" باشید.به این معنا که از هر موقعیتی که بر سر راه شما قرار گرفت به بهترین نحو استفاده کنید.

اگر بر سر دوراهی گیر کردید، هر دو راه را امتحان کنید. اگر در مورد مسافرت رفتن دودل هستید، خوب، سفر کردن گزینه بهتری است.          می خواهید برای صرف غذا به یک رستوران جدید بروید و یا در همان مکان همیشگی غذا میل کنید، خوب ما به شما میگوییم که یک چیز جدید را امتحان کنید.

با انجام چنین اموری زندگی شما رفته رفته سرشار از تجربه های جدید خواهد شد.... هوش و دانش شما نیز افزایش پیدا می کند و باعث می شود که همسرتان نسبت به زندگی شما کنجکاوی بیشتری از خود نشان دهد.

هر چقدر که تجربیات شما بیشتر باشد، بالطبع مطالب سرگرم کننده تری دارید تا با همسرتان در میان بگذارید... و در نتیجه خیلی آسان تر می توانید با او ارتباط بر قرار کنید.

به عنوان مثال زمانی که او می گوید " با دیدن این منظره به یاد مکانی در اصفهان افتادم" شما نیزمی توانید، پاسخ دهید "اوه، بله...می دونم چی  می گی"

زمانی که به شما می گوید که عاشق غذاهای یونانی است می توانید او را به رستورانی ببرید که روزی خودتان برای شکستن عادت روزانه به آنجا رفته بودید.

به خاطر داشته باشید که هیچ گاه از انجام چنین کارهایی پشیمان نخواهید شد، بلکه پشیمانی از آن کارهایی است که تا به حال آنها را انجام نداده اید. سعی کنید طعم حقیقی زندگی را بچشید. خودتان هم شگفت زده خواهید شد که همسرتان چقدر سریع متوجه این موضوع می شود.

 

-------- شما قبلا ذکر کرده بودید که یک مرد به منظور ایجاد جذابیت در روابط خود باید از "حس رهبری" بالایی برخورد باشد. اهمیت این مطلب تا چه حد است؟

 

ساده است، خوب است بدانید که خانم ها از تصمیم گرفتن متنفر هستند.

همه ما خوب می دانیم که خانم ها خیلی سریع تصمیم می گیرند، اما به همان سرعت نیز نظرشان در مورد هر چیزی عوض می شود، و این امری است که حقیقت دارد.

خانم ها توانایی تصمیم گرفتن را دارند، اما دوست ندارند چنین کاری را انجام دهند، به همین دلیل هم هست که همیشه جذب مردهای با اراده و مصمم می شوند. برای خانم ها مصمم بودن مردها جزء خصوصیات برجسته آنها به شمار می رود. برای یک خانم هیچ کس مردانه ترازفردی نیست که می داند از زندگی خود چه می خواهد، به اندازه کافی اعتماد به نفس دارد، و او را به مکانی می برد که هم سرگرم کننده است و هم مهیج.

آقایون با انجام چنین اموری ثبات و ایمنی را برای خانمها فراهم می آورند، و این دقیقا چیزی است که خانم ها هر لحظه آرزوی آنرا می کنند. با برداشتن مسئولیت تصمیم گیری ازروی شانه های او شما می توانید آرامش و امنیت را برایش به ارمغان آورید.

متاسفانه بسیاری از آقایون از تصمیم گیری وحشت دارند، چرا که تصور می کنند شاید تصمیمات آنها موافق نظر خانم ها واقع نشود و موجبات ناراحتی آنها را فراهم آورد.

در طول زمان ممکن است همه ما دچار چنین اشتباهاتی شویم و سوال "من نمی دونم....تومی خواهی چه کاری انجام دهی؟" را که خانم ها از آن به شدت متنفر هستند،بر زبان می آوریم.

اما همانطور که مردها همه چیز را کنترل می کنند، در عشق ورزی نیز باید یک چنین کاری را انجام دهند.

اگر می خواهید او را برای صرف غذا به یک رستوران ببرید، ابتدا از مزایای رستوران برای او صحبت کنید، اگر او مخالفت کرد، لازم نیست از او سوال کنید "تو کجا رو دوست داری؟" بلکه خیلی سریع می توانید پیشنهاد مکان دیگری را به او بدهید.

قاطعیت شما که نشاند هنده "مردانگی" شماست مشخص می کند که آیا مجذوب شما خواهد شد یا خیر.

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 2 PM | لینک ثابت |