تبليغاتX
زنده یاد پدرم

به نام خدا

   كار دنيا عجيب است خانمي ايراني از قلب آمريكا به ايران مي آيد واز حجابش به تاج بندگي ياد مي كند و خانمي از ايران به آمريكا مي رود و حجابش را به پيرزن كريه منظري كه علي (ع)او را سه طلاقه كرده است مي فروشد.

   ديروز با ديدن چهره بي حجاب شما در آن مصاحبه آمريكايي از اينكه شما ايراني هستيد خيلي ناراحت شدم ولي اين جمله آرامم كرد كه هر انساني حاصل انتخاب خودش است واين اختيار است كه انسانها را در اين دنياي زود گذر محك مي زند.

  خانم گلشيفته فراهاني،خوش باش وباشيم به بشارت رسول خدا (ص) كه به صحابه اش ثوبان فرمود:انسان در قيامت با كسي كه اورا دوست دارد محشور مي شود.

شما با بازيگران مشهورهاليوود محشور شو و ما با امام (ره) وشهداي عزيزمان  ان شا اله كه تفاوت از آن تا اين،از زمين تا آسمان است.

يا علي.

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت 9 AM | لینک ثابت |

هيچ چيز ارزشمندتر از همين امروز نيست. گوته

                                       

   پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز ديگر وارد سى سالگى می‌شدم. وارد شدن به دهه‌اى جديد از دوران زندگيم نگران کننده بود، چون می‌ترسيدم که بهترين سال‌هاى زندگيم را پشت سرگذاشته باشم.
   عادت جارى و روزانه من اين بود که هميشه قبل از رفتن به سرِکار، براى تمرين به يک باشگاه می‌رفتم. من هر روز صبح دوستم نيکولاس را در ورزشگاه می‌ديدم. او هفتاد و نه سال داشت و پاک از ريخت افتاده بود. آن روز که با او احوالپرسى می‌کردم، از حال و هوايم فهميد که سرزندگى و شادابى هر روز را ندارم. به همين خاطر، علّت امر را جويا شد. به او گفتم که از وارد شدن به سن سى سالگى احساس نگرانى می‌کنم. با خود فکر می‌کردم که وقتى به سن و سال نيکولاس برسم، به زندگى گذشته‌ام چگونه نگاه خواهم کرد. به همين خاطر از نيکولاس پرسيدم: «ببينم، بهترين دوران زندگى شما چه موقعى بود؟»

   نيکولاس بدون هيچ ترديدى پاسخ داد: «جو، دوست عزيز، پاسخ فيلسوفانه من به سوال فيلسوفانه شما اين است:

   «وقتى که کودکى بيش نبودم و در اطريش تحت مراقبت کامل و زير سايه پدر و مادرم زندگى می‌کردم، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

   «وقتى که به مدرسه می‌رفتم و چيزهايى ياد می‌گرفتم که الان می‌دانم، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

   «وقتى که براى نخستن بار صاحب شغلى شدم و مسئوليت قبول کردم و به خاطر کار و کوششم حقوقى دريافت کردم، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

 «وقتى که با همسرم آشنا و عاشقش شدم، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

  «جنگ جهانى دوم شروع شد، و من و همسرم براى نجات جانمان مجبور به ترک وطن شديم. موقعى که با هم، صحيح و سالم، روى عرشه کشتى نشسته عازم آمريکاى شمالى شديم، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

«موقعى که به کانادا آمديم و صاحب اولاد شديم، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

«موقعى که پدرى جوان بودم و بچه‌هايم جلوى چشمانم بزرگ می‌شدند، آن دوران بهترين دوران زندگى من بود.»

    «و حالا، جو، دوست عزيزم، من هفتاد و نه سال دارم. صحيح و سالم هستم، احساس نشاط می‌کنم و زنم را به اندازه‌اى که روز اول ديده بودمش، دوست دارم، و اين بهترين دوران زندگى من است.»   

                                                                                                 جوکمپ                                                                                                                                                                                                                                                                           

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 9 AM | لینک ثابت |

     - تجسم خلاق آگاهانه يعني اين فرايند كه : به جاي انديشه ها و تصاوير منفي يي كه ( بيماري زا ) هستند، براي ارتباط با جسم، تصاوير و انديشه هاي مثبت و سازنده بيافرينيم .
- مجموع سه ركن 1- آرزو 2- باور – 3- پذيرش را   نيت مي خوانيم .
- زماني كه اجازه داديد فقط باشيد ودنيا نيز باشد و نكوشيد كه چيزي را عوض كنيد، ناگهان در مي يابيد كه شما خيلي هم عالي هستيد در واقع بهترين احساس به شما دست مي دهد . مي بينيد كه كه خود پيشاپيش سراسر زندگي خويش را آفريده ايد و همچنان هر تجربه اي را كه برايتان روي مي دهد مي آفرينيد.
  - محدوديتهايي كه بر سر راه تندرستي و زيبايي و انرژي و سرزندگي و شادماني ما قرار مي گيرند، تنها موانعي خودساخته ، و مقاومت ما در برابر نيكويي و موهبتهاي زندگي ست كه پايه و اساس آن نيز جز ترس و ناداني نيست.
  - تجسم خلاق تنها زماني به راستي موثر است كه در مسير والاترين هدفها و نيات ما وبراي عاليترين خير وصلاح همة موجودات به كار رود.
  - بهترين وقت براي انجام تجسم خلاق، شب ، درست پيش از خوابيدن ، يا صبح به محض بيدار شدن است.
      - چهار گام اساسي براي تجسم خلاق موثر :

  1- هدف خود را تعيين كنيد 2- آرمان يا تصويري روشن بيافرينيد. 3- اغلب اوقات بر آن تمركز كنيد. 4- به آن انرژي مثبت بدهيد.

- اگر براي استراحت جسماني و آرام كردن تن خود دچار مشكل هستيد ، مي توانيد از تمرينات يوگا و تعاليم مراقبه سود بجوييد كه در اين مورد، مدد فراوان مي كند.
- صرفا داشتن آرمان و نگاه داشتنش در ذهن. يك انرژي است كه تصوير آن انديشه را به خود جذب مي كند و در عرصة مادي مي آفريند. اگر مدام به بيماري بينديشيد، سرانجام بيمار مي شويد اگر معتقد باشيد كه زيبا هستيد، زيبا مي شويد.
- اين جملات را براي خود مدام تكرار كنيد: تمامي عشقي را كه مي خواهم در دل خود مي يابم .
– من انساني گرانقدر و پرمهرم . به تنهايي كامل و تمام عيار . خدا روزي رسان شكست ناپذير و منشاء نامحدود برآوردن همة نيازهاي من است .
گزيده اي از تجسم خلاق : شاكتي گواين ترجمه: گيتي خوشدل
   تجسم خلاق يکی از مهمترين ابزار ی است که برای ايجاد و حفظ تندرستی کامل در اختيار داريم.
يکی از اصول اساسی شفای جامع٫ اين است که : نمی توانيم سلامت جسمانی خود را از سلامت عاطفی وذهنی و معنوی خود جدا کنيم.همه ی سطوح خستی با يکديگر در ارتباطند و هر گونه بيماری ( بيم اری) در جسم؛ همواره باز تاب کشمکش٫فشار ٫اضطراب ٫ يا گونه ای ناهماهنگی در ساير وجوه هستی نيز خست. پس هر گاه دچار اختلالی جسمانی هستيم٫ بی ترديد بايد آن را پيامی برای ژرف نگری به احساسهای عاطفی و شهودی و انديشه ها و گرايشهای خود بدانيم و ببينيم که: برای باز گرداندن هماهنگی و توازن طبيعی به خستی خود چه می توانيم بکنيم. بايد با درون خود همنوا شويم و به اين فرايند دروني« گوش فرادهيم» ( Holistic Healing)
     ميان تن و ذهن٫ ارتباطی مدام بر قرار است . جسم ٫عالم مادی را ادراک می کند و پيامهايی در باره ی ان به ذهن می فرستد. ذهن اين ادراکها را بر طبق تجربه ی فردی گذشته و نظام اعتقادی خود تعبير و تفسير می کند و به جسم فرمان می دهد تا آن گونه که ذهن مناسب می داند واکنش نشان دهد. اگر نظام اعتقادی ذهن ( در سطحی هشيار يا ناهشيار) چنين باشد که: در وضعيتی معين٫ بيمار شدن مناسب و چاره ناپذير است٫ همين علامت را به بدن مخابره می کند. بدن نيز مجبور است که٫ علائم و عوارض ناخوشی را از خود نشان دهد؛ يعنی در واقع مريض شود. پس کل اين فرايند به ژرفترين انديشه ها و عقايدی که در باره خود و زندگی و طبيعت بيماری و تندرستی داريم وابسته است.

نوشته شده توسط علیرضا نصیرلو در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 9 AM | لینک ثابت |